کلیبر

کلیبر
كليبر
شهر
کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.
کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.

کلیبر در Iran واقع شده‌است

کلیبر
کلیبر

مختصات: ۳۸°۵۲′۱۰″ شمالی ۴۷°۰۲′۰۸″ شرقیمختصات: ۳۸°۵۲′۱۰″ شمالی ۴۷°۰۲′۰۸″ شرقی

کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.

کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.

کلیبر؛ آبان ۱۳۹۲.

کوههای غرب شهر؛ آبان ۱۳۹۲

زغال اخته.

رود “کلیبر چایی”، که از داخل شهر عبور میکند، باغهای زغال اخته را آبیاری میکند.

قلعه بابک مقر بابک خرمدین در طی مقاومت طولانی او در مقابل اعراب.

نمایی دور از مراتع آقداش در اواسط خرداد.

روستای ییلاقی علی‌آباد (کلیبر).

تاسیسات آب‌درمانی متاللی

کَلِیبَر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان کلیبر است. .[۱] در دهه پنجاه کلیبر قصبه‌ای بود که کمتر از ۲۰۰۰ نفر جمعیت داشت.[۲] سرشماریهای سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ جمعیت شهر را، به ترتیب، ۹۰۳۰ نفر[۳] و ۹۸۸۷ نفر[۴] گزارش کرده اند. این شهر در ۶۳ کیلومتری شمال غرب اهر، ۲۱۰ کیلومتری شمال شرق تبریز و ۸۱۲ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است. کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و سراسر پیرامون این شهر را جنگل‌های تنک و مراتع پوشانیده‌است. شهر، بعلت نزدیک بودن به قلعه بابک و قرار گرفتن در کانون ذخیره‌گاه زیست‌کره منطقه ارسباران، در دهه اخیر از نظر گردشگری توسعه چشمگیری یافته است.

 

پیشینه

کلیبر، که در نوشته‌های وقایع نگاران اسلامی تحت عنوان بذ یا بذین شناخته میشود، [۵] پایگاه بابک خرمدین[۶] بود. او در سال ۸۱۶ میلادی علیه خلافت اسلامی قیام کرد و در سال ۸۳۶ میلادی از افشین[۷] شکست خورد و کلیبر به دست اعراب افتاد.[۸] حوادث دوران مقاومت دو دهه‌ای بابک کلیبر را در کانون توجه مورخین مسلمان قرار داد.

مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر, نوشته علی بن حسین مسعودی، نخستین کتابی‌ است که در مورد کلیبر مطلبی نوشته است. مسعودی مینویسد، در ناحیه بذین با مریدان جاودان، پسر شهرک، قیام کرد.[۹] بعد از یک سری شکستها بابک در موطن خود محاصره شد …بذین که زادگاه او بود، حالیه در ۳۲۳ هجری، هنوز مملکت بابک نامیده میشود.[۱۰]

[۱۱][۱۲] در کتاب «مسالک و الممالک» ابن حوقل از کلیبر سخنی به میا‌‌ن نیامده است ابن حوقل از مکانی بن نام “سیاه کوه” اسم میبرد، که در مجاورت آن نسلی از “ترکان” زندگی‌ میکردند[۱۳] . اما بنظر میاید که سیاه کوه مذکور با منقیشلاق (Manghishlaq) در سواحل شمال شرقی دریای خزر یکی‌ باشد.[۱۴]

ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ صفحات زیادی را به کلیبر اختصاص داده است[۱۵]. نوشته او چنین آغاز میشود، آغاز به پا خواستن بابک به سال ۲۰۱ بوده است. پایتخت او شهر بذ بود و از سپاهیان خلیفه بسیاری را کشته بود.

یاقوت حموی هشتصد سال پیش کلیبر را اینگونه توصیف میکند، بذ: جایی‌ در بین آذربایجان و اران. بابک خرمدین، که علیه معتصم شورش کرد، از اینجا بر خاسته است. دو بیت زیر از باختری در این باره شناخته شده است:

خداوند نگهدار تو باد ای جنگجوی ترسناک، که در زمان بابک دروازه کفار را واژگون کردی؛

این تو بودی که شهر بذ را گرفتی و شرمی چنان فاحش را پوشاندی.

در نزدیکی‌ بذ، به گفته “مؤثر” شاعر مکانی است به ابعاد سه فرسنگ؛ هنگامی که در آنجا نام خدا گفته شود آوایی نامرئی جواب گوید. از اینجاست که سرخ جامگان، که خرمدین نیز نامیده میشود، به رهبری بابک قیام نمودند؛ و در اینجاست که آنها منتظر “مهدی” بودند. در پایین تر رودی بزرگ جاری است که آب آن مزمن‌ترین تبها را علاج میکند. رود ارس در مرز جاری است. در این ناحیه انار‌هایی‌ با زیبایی بینظیر، انجیر، و انگور به عمل میاید، که آن را در تغار‌ها خشک می‌کنند چرا که آفتاب همواره پشت ابری ضخیم پنهان است. اهالی از آب تکه‌های کوچک طلای سرخ جمع می‌کنند که اگر به حساب خورده شود زنان را فربه میکند. [۱۶] احتمال دارد وصف رود شفا بخش اشاره‌ای به چشمه های آب گرم روستای متاللی باشد.

حمدالله مستوفی در نیمه قرن هشتم هجری چنین می‌نویسد، قصبه‌ای است در میان بیشه افتاده و کوهستان بزرگ و قلعه نیکو دارد، و در پای آن قلعه رودی روان است هوایش معتدل است و آبش از رود مذکور و حاصلش قلعه و انگور و میوه باشد، و مردمش از ترک و تالش ممزوج اند و شافعی مذهب. حقوق دیوانیش مبلغ سه‌ هزار دینار بر روی دفتر است.[۱۷] در توضیحی که مترجم فرانسوی کتاب یاقوت آورده به جای تالش کلمه مغول را آورده است که با توجه به زندگی‌ مستوفی در زمان ایلخانان قابل قبول تر است. [۱۸]

همچنانکه به دوران اخیر نزدیک می‌شویم نوشته‌ها در مورد کلیبر کمتر میشود. در کتابهایی که به تاریخ ارسباران اختصاص دارند، اشاراتی کوتاه به تاریخ معاصر کلیبر میشود. چهار کتاب زیر مراجع مفیدی هستند:

  • قدیمترین سند معتبر کتاب “تاریخ ارسباران” نوشته سرهنگ حسین بایبوردی است.[۱۹] متأسفانه این کتاب به راحتی قابل دسترس نیست.
  • کتاب “تاریخ و جغرافیای ارسباران” اثر حسین دوستی[۲۰] که پس از انقلاب اسلامی چاپ شده در مورد این منطقه اطلاعات بیشتر و جدیدتری در اختیار علاقه مندان قرار می‌دهد.
  • کتاب “تاریخ اجتماعی و سیاسی ارسباران (قره داغ) در دوره معاصر”، نوشته ناصر صدقی[۲۱] کتابی مجمل است و به طریقه‌ای علمی نوشته شده است.
  • کتاب ” نامه ارسباران”، نوشته سیدرضا آل‌محمد،[۲۲] که در چهار جلد منتشر شده است، ظاهرا کتاب جامعی است.[۲۳]

هویت فرهنگی

زبان

زبان گفتاری مردم ترکی است که متعلق به شاخه غربی گره جنوبی – غربی (اغوز) خانواده زبان‌های ترکی می‌باشد[۲۴].

دین

اکثریت مردم پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. تعداد قابل توجّهی از اهالی پیروان اهل حق (گوران در زبان آذری) هستند. همه گوران‌ها در اصل متعلق به طایفه شاملو هستند. این طایفه یکی از ارکان عمدهٔ قزلباش‌ها در عهد شاه اسماعیل بود.[۲۵]

موسیقی

نوشتار اصلی: عاشیق

دیدی گذرم باز به این خطه نیفتاد Bəlkə bu yerlərə birdə gəlmədim

ای قلهٔ مه گرفته بدرود، duman səlamət qal dağ səlamət qal

ای آبفشان فلک و آب روانش، arxamca su səpir göydə bulutlar

وی گرمی تیر ماه بدرود! leysan səlamət qal yağ səlamət qal

این ابیات آغازین آوازی معروف، سروده محمد آراز،[۲۶] نمونه‌ای است از آوازهای عاشیقی که در هماهنگی با طبیعت ویژه قره داغ ساخته شده‌اند. عاشیقها در ساخت آوازهای خود از احساسات مربوط به کوچ ایلات بین ییلاق و قشلاق الهام می‌گیرند؛ و بدینسان، کلیبر با قرار گرفتن در مسیر کوچ سالیانه عشایر جایگاه مناسبی است برای تکامل موسیقی عاشیقی.

پتانسیل توریستی کلیبر

جیمز موریر، مؤلف “ماجرا‌های حاجی بابای اصفهانی”[۲۷]، به نقل از یک مهندس انگلیسی‌ که بقصد جایابی برای ذوب آهن [۲۸] دویست سال پیش از کلیبر دیدن کرده، شهر را چنین توصیف میکند، “کلیبر… قبلاً مکانی در خور توجه بوده است. باغ‌های وسیع جنگلی از درختان میوه درست کرده است، جنگلی که در آن درختان گردو به ابعادی باور نکردنی رشد کرده اند ….”[۲۹] اخیرا، یک گردشگر کانادایی کلیبر را اینگونه توصیف می‌کند، “شهری دورافتاده و خواب آلود در میا‌‌ن کوه‌های سر به فلک کشیده‌ای که قله‌هایشان در زیر مه‌ غلیظ از دیده پنهان شده اند. … مکانی است عالی‌؛ به طراوت و سر سبزی انگلیس و ورای ذهنیت ما از طبیعت کویری و خشک ایران.[۳۰]

آثار گرد شگری در اقتصاد محل هنوز آشکار نشده است. گردشگران ترجیح میدهند در چادرها بمانند و از غذاهای کنسروی، که همراه آورده اند، بخورند. نتیجه به جا گذاشتن زباله در کنار جاده‌ها و، احیاناً، تخریب مراتع و مزارع روستائیان است. انتظار می‌رود گروهی از مهاجرین پیشین و ثروتمند با ساختن هتلها و جذب گردشگران اهل حساب به اقتصاد محل نفع برسانند. در سال‌های اخیر فرمانداری کلیبر با برگزاری جشنواره انار و زغال اخته برای ترویج تولید تجاری و بازاریابی این میوه‌ها تلاش کرده است [۳۱]. در اخبار منتشره اغلب بر جنبه‌های جذب گردشگری این جشنواره‌ها تاکید می‌شود.

قلعه بابک (قلعه بذ)

قلعهٔ بابک، بنا شده در بالای کوهی به ارتفاع ۲۳۰۰ متر، در حدود سه‌ کیلومتر از شهر قرار دارد. قلعهٔ از زمان ساسانیان ساخته شده و نام خود را از اسم بابک خرمدین، رهبر مقابله با مهاجمین عرب تا سال ۸۹۳ میلادی، گرفته است.[۳۲]

ییلاق های عشایر ارسباران

یک تحقق اخیر سه نقطه را با بالاترین قبلیت توریستی مشخص کرده است[۳۳]. این سه مکان، که در مجاورت جاده کلیبر – عاشقلو (مسیر عباس آباد- آینالو – وایان) قرار گرفته اند، عبارتند از قلعه بابک (قلعه بذ)، مکیدی دره سی و آینالو. البته، مکان‌های زیادی وجود دارند، که علیرغم شناخته بودن به مردم محل، هنوز مورد توجه گردشگران قرار نگرفته اند. برای مثال، تاکنون از پتانسیل گردشگری ییلاق‌های عشایر ارسباران صرفنظر شده است. در طی‌ ماه‌های گرم سال این مکانها علاوه ٔبر زیبایی طبیعی‌ امکان مشاهده زندگی‌ ساده و سنتی عشایر را فراهم می‌کنند.

نزدیکترین ییلاق فعال به کلیبر اتراقگاه ایل بسطاملو در مراتع بین روستای شجاع آباد و قلعه بابک (قلعه بذ) است. از معروفترین ییلاق‌های نسبتا نزدیک میتوان از کوههای روستای علی‌آباد (کلیبر), چپرلی و آقداش نام برد. فاصله این مراتع از شهر با ماشین کمتر از نیم ساعت است.

زغال اخته، سمبل هویت اقتصادی کلیبر

کلیبر، به خاطر قرار گرفتن در میان کوه‌های بلند، دارای آب و هوای خاصی است که مشخصاً برای بار آوری زغال اخته مناسب است. می‌توان ادعا کرد که “زغال اخته” سمبلی از هویت اقتصادی کلیبر است. در اواخر تابستان میوه‌های رسیده در اغلب دکان‌های اطراف خیابان‌های اصلی شهر به فروش می‌رسد. بوی رسیدگی این میوه‌ها و منظرۀ زنبورهای نشسته بر طبق‌های پر از میوه، خاطرۀ ذهنی دلپذیری است که مسافران از شهر به یاد می‌سپارند. از طرفی دیگر، ساکنان محل منظره ‌ی شکوفه‌های زرد رنگ درختان زغال اخته در نیمۀ دوم فصل زمستان را به مثابۀ نشانی از رستاخیز سالیانه ‌‌‌ی طبیعت گرامی می‌دارند.

باغداران کلیبری، مازاد محصول زغال اختۀ خود را برای عرضه در کارخانجات صنایع تبدیلی کشاورزی به تهران و سایر شهرهای بزرگ می‌فرستند. در خود شهر، خشکه و برگۀ زغال اخته توسط کدبانوان کلیبری در پخت ‌آش رشته استفاده می‌شود. متأسفانه، در رستوران‌های سطح شهر، این واریته ‌آش رشته عرضه نمی‌شود. اخیراً برخی فرآورده‌های زغال اخته از جمله؛ لواشک، ترشی، ژله، شربت، برگه و خشکۀ زغال اختۀ کلیبر، با بست‌ه بندی شیک و بهداشتی، به بازار آمده است. جشنوارۀ سالیانه زغال اخته، که با هدف جذب گردشگر به منطقه سازمان داده می‌شود، تاکیدی است بر اهمیت این میوه در هویت اقتصادی شهر کلیبر.[۳۴]

تاسیسات آب‌درمانی متعلق

بنا به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد، تاسیسات آب‌درمانی کلیبر که در تیر ماه ۱۳۹۲ راه اندازی شد، بزرگ‌ترین مجتمع آب درمانی کشور است. این مجتمع در زمینی به وسعت ۱۲،۸۷۰ متر مربع در فاز اول احداث شده که شامل استخرهای سرپوشیده با سقف متحرک زنانه، مردانه، سونا و جکوزی، مجموعه رستوران، بوفه، کافی شاپ، سالن‌های ورزشی، بدنسازی، فضای بازی کودکان، رختکن‌های مجهز، پارکینگ و نمازخانه به علاوه واحدهای تجاری می‌باشد.[۳۵]

چهره‌های شاخص

  • بابک خرمدین[۳۶] در میان اهالی چندان که باید شناخته شده نیست، ولی با افزایش سطح آگاهی و علاقه مندی مردم نسبت به تاریخ ایران این وضعیت در حال تغییر است. برداشتهای متضاد از بابک در محافل روشنفکری ایران بصورت مجمل توسط تورج اتابکی تحلیل شده است[۳۷].
  • اسدلله خان محمد خانلوعشایری فرزند عبدالله خان، رئیس ایل محمد خانلو، آخرین نماینده کلیبر در مجلس شورای ملی بود[۳۸] و به علت وابستگی به رژیم شاه اموالش مصادره شد[۳۹] و خود نیز مدتی را در زندان گذراند.
  • عاشق علی‌ کلیبرلی یکی‌ از معروفترین عاشیقهای قرن نوزدهم است که ماجراهای زندگی‌ او یکی‌ از مهمترین داستانهای فولکوریک عاشیقی می‌باشد. عاشق حسین جوان یکی از سرشناسترین عاشیقهای قرن بیستم متولد آتی‌کندی است. عنصر رئالیسم با تاکید بر عشق زمینی در آثاراو برجسته است. یکی از آوازهای او با با تیتر ” کیمین اولاجاقسان یاری، بخته ور؟ (-خوشا آن‌کس که معشوقش تو باشی)” معروف دوستداران موسیقی عاشقی است. آواز دیگر او، با مطلع دونیا قرار توتوب ساکین اولاندان — چوخ بلالر چکیب باشین قاراداغ، توصیف مجملی از ارسباران در زمینه‌ای حماسی است. عاشیق رحیم نظری، عضو هئیت مؤسسین انجمن صنفی ایفاگران موسیقی استان آذربایجان شرقی، متولد نوجه‌ده علیا در حومه کلیبر است.[۴۰]
  • علیرضا غضنفری (متولد ۱۳۵۴) کلیبر، چهرۀ ماندگار کشور که در تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۹۱ در مرکز همایش‌های سازمان صدا و سیما به عنوان نام‌آور سازندگی جمهوری اسلامی ایران همراه با ۵۲ مدیر برتر و برگزیده از سراسر کشور تجلیل شد، مرد اول تجارت الکترونیکی ایران، مدرس و مربی تجارت الکترونیکی [۴۱]. وی عضو هیأت مدیرۀ نظام صنفی رایانه‌ای استان آذربایجان شرقی است و بیش از ۳۰۰ برنامۀ رادیویی و تلویزیونی به عنوان کارشناس حضور داشته است.
  • خانعلی صیامی (۱۳۳۱-۱۳۹۲) متولّد کلیبر، یکی‌ از عکاسان بزرگ ایران است [۴۲]. او با چاپ کتاب عکس “آذربایجان شرقی ” توسط نشر سروش (۱۳۷۹)[۴۳] زیبایی های خاص زادگاهش را معرفی کرد. اخیرا، یکی‌ از معلمان شهر، روانبخش لیثی، راه صیامی را با عکاسی طبیعت ارسباران و نشر آنها در فضای مجازی ادامه داده است[۴۴]. تمام عکس‌های مقاله حاضر از کارهای ایشان است.
  • خسرو سرتیپی شاعر معروفی‌ است. او در ترویج فرهنگ مردم منطقه نقشی اساسی‌ داشته است . از کارهای اساسی‌ او شناساندن شاعر معروف ارسباران، سید ابوالقاسم نباتی, بود.[۴۵]
  • علیرضا خان رشیدی کلیبر

از دیگر اشخاص معروف و برجسته این شهر میتوان به سرتیپ پاسدار حاج علی حسینی اشاره کرد. وی سابقه جانشینی فرماندهی کل سپاه شهرستان کلیبر را در کارنامه خود دارد. تقریبا وی را همه مردم کلیبر و روستاهای اطراف آن می شناسند.(به ترکی آذربایجانی: )

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.