مراغه

مراغه
ماراغا
Maragha Montage.jpg
کشور  ایران
استان آذربایجان شرقی
شهرستان مراغه
بخش مرکزی
نام(های) دیگر ماراویا. ماراوا (به معنی جایگاه ماد)
نام(های) قدیمی افراه‌رود، افرازه‌روح، افراهروذ، افرازه‌رود، افرازهارود، امدادهارود، مراوا یا ماراوا، ماراغا[۱]
مردم
جمعیت ۱۶۲٬۲۷۵ نفر[۲]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۴۷۷٫۷ متر[۳]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۲٫۵ سانتی‌گراد[۳]
میانگین بارش سالانه ۳۲۲٫۴ میلی‌متر[۳]
روزهای یخبندان سالانه ۸۱٫۵[۳]
اطلاعات شهری
شهردار نادر ابراهیمی[۵]
ره‌آورد باسلوق، سجوق، شیرینی چای، صابون مراغه، آجیل، خشکبار، عسل سهند، قالی ابریشمی، حلوای سنتی، انگور، سیب مراغه، دوغ محلی، گیاهان دارویی، ماهی قزل آلا
پیش‌شماره تلفنی ۰۴۱

روستاها ۰۴۱[۴]

وبگاه شهرداری مراغه
مراغه بر ایران واقع شده‌است

مراغه
روی نقشه ایران
۳۷.۲۴° شمالی ۴۶.۱۶° شرقیمختصات: ۳۷.۲۴° شمالی ۴۶.۱۶° شرقی

مَراغه شهری در استان آذربایجان شرقی و مرکز اداری شهرستان مراغه است. این شهر در کنار رودخانهٔ صوفی‌چای و در دامنهٔ جنوبی کوه سهند گسترده شده‌ است. شهر مراغه با دارا بودن ۱۶۳٬۸۵۹ نفر جمعیت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، دومین شهر بزرگ و پرجمعیت استان پس از تبریز به شمار می‌رود این شهرستان همچنین دومین شهر باستانی آذربایجان بعد از ارومیه می‌باشد. این شهر در ۱۳۵ کیلومتری جنوب مرکز استان واقع شده‌است؛ و از سال ۸۷ طرح ایجاد منطقه ویژه اقتصادی به تصویب دولت رسید[۲][۶]

 

نام

واژهٔ مراغه، از حدود قرن دوم هجری[۷] رایج شده‌است. به گفته مورخان، این شهر با نام‌هایی همچون افراه‌رود (احمد بلاذری)، افرازه‌روح (معجم‌البلدان)، افراهروذ (احمد بن یعقوبی)، افرازه‌رود (یاقوت حموی)، افرازهارود (بارتولد)، امدادهارود، مراوا یا ماراوا (کسروی) و ماراغا (ویلسون، سیاح انگلیسی) شناخته می‌شده‌است.[۱]

قسمتی از نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام مراغه در جنوب‌شرقی دریاچه ارومیه (در نقشه: دریاچه شاهی)، به انگلیسی: Maragha نوشته شده‌است.

وجه تسمیه

در مورد وجه تسمیه نام مراغه نظریات زیر مطرح شده‌است:

ماراوا
احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان می‌نویسد:
«بی‌گمان درستِ این نام مراوا یا ماراوا بوده و از اینرو معنی آن را جایگاه ماد توان پنداشت.»[۸]
ماراغا
ویلسون، سیاح انگلیسی در سفرنامه‌اش لفظ مراغه را برداشتی از نام یک اسقف مشهور نسطوری به نام ماراغا می‌پندارد.[۱]
مارکیانا
برخی محققان نام مراغه را با مارکیانا که در کتاب تعلیمات جغرافیایی بطلمیوس به دریاچه ارومیه اطلاق شده، مرتبط می‌دانند.[۱]

تاریخ

این شهر از دوران قبل از اسلام‌آباد بوده‌است اما قرن‌های ۱۲ تا ۱۴ میلادی دوران رشد و شکوفایی آن است؛ زمانی که پایتخت سلسله‌های متعدد محلی از جمله احمدیلیان و اتابکان آذربایجان بوده‌است و در نهایت مرکز حکومت ایلخانی قرار داده شد.[۹]

پیش از اسلام

دیاکونوف با استفاده از مندرجات الواح آشوری از وجود یک پادشاهی نیمه‌مستقل به نام «اوئیش‌دیش» یا «ویش‌دیش» در سدهٔ هشتم قبل از میلاد در حدود ناحیهٔ مراغهٔ کنونی[۱۰] و در جوار قلمرو دولت ماننا و تحت نفوذ آن[۱۱] خبر داده‌است. اما هیچ نشانه‌ای از قرارگاه و مرکز این دولت محلی باستانی در دست نیست.[۱۲]

در سال ۳۶ پیش از میلاد، مارک آنتونی، سردار روم پایتخت آتروپاتکان، شهری به نام «فراعته» یا «فراسپا» را که دارای استحکامات تدافعی خوبی بوده‌است محاصره کرده بوده‌است که در نهایت مغلوب مقاومت آتروپات‌ها و پارتیان شد و عقب‌نشینی کرد. شهر نام‌برده به احتمال زیاد مراغه کنونی بوده‌است.[۱۳]

پس از اسلام

در سال ۲۲ هجری قمری ناحیه مراغه در پی حمله اعراب به تصرف ایشان در آمد.[۱۴]

مراغه در استان آذربایجان در دوره خلفای عباسی

محمد افشین در سال ۲۸۰ هجری قمری پس از غلبه بر حاکم مراغه، عبدالله بن حسین همدانی، مراغه را به عنوان پایتخت حکومتش برگزید.[۱۵]

عهد مغول

مغولان در ماه صفر سال ۶۱۸ هجری قمری عزم تسخیر مراغه کردند. پس از یک هفته درگیری، مراغه به تصرف آنان در آمد، پس از خونریزی بسیار غارت و سوزاندن بقایا خارج شدند.[۱۶]

در سال ۶۲۲ هجری قمری جلال‌الدین خوارزمشاه بدون مقاومت مهمی مراغه را تصرف کرد. در این زمان قسمتی از ویرانی‌های حمله مغول ترمیم شد.[۱۷]

پس از رفتن سلطان جلال‌الدین از آذربایجان، در اواخر سال ۶۲۸ هجری قمری قشون مغول دوباره مراغه را تصرف کردند.[۱۸]

گنبد محافظی که روی بقایای رصدخانه مراغه بر فراز تپه رصد در سمت شمال غربی مراغه ساخته شده‌است.
عکس، گرفته‌شده در جریان گذرش سیارهٔ ناهید در سال ۲۰۰۴م.
هلاکوخان
پس از مرگ چنگیزخان، متصرفات مغول بین فرزندانش تقسیم شد. در اواخر نیمه اول قرن هفتم یکی از نوادگان چنگیز به نام هلاکو فرماندهی اردوی غرب را به دست گرفت و بار دیگر به ایران حمله کرد. وی پس از تصرف نقاط شرقی ایران و قلع و قمع اسماعیلیان عازم بغداد شد. هلاکو بغداد را غارت کرد و با قتل مستعصم به خلافت عباسیان خاتمه بخشید.[۱۹]
سپس در تاریخ صفر ۶۵۶ هجری قمری به ایران بازگشت و در آذربایجان مستقر شد و مراغه را به سبب آب و هوای خنک و مراتع خرم، پایتخت خود قرار داد. اوج شهرت و آبادانی مراغه در این زمان است. به فرمان هلاکو دانشگاهی بزرگ، رصدخانه و سایر مراکز تحقیقات و علمی به دست خواجه نصیرالدین طوسی با همکاری چندین دانشمند و ستاره‌شناس دیگر تأسیس شد و دانش‌پژوهانی از اطراف و اکناف عالم جهت مطالعه به این شهر رو آوردند.[۲۰]
هلاکو در سال ۶۶۳ هجری قمری در اثر عارضه‌ای در گذشت و طبق آئین مغول به خاک سپرده شد.
خواجه نصیرالدین طوسی در آن واقعه می‌گوید:[۲۱]
چون هلاکو ز مراغه به زمستان‌گه شد کرد تقدیر ازل نوبت او را آخر
سال بر ششصد و شصت و سه، شب یکشنبه که شب نوزدهم بُد ز ربیع‌الثانی
با توجه به این که هلاکو بودایی و زن و مادرش مسیحی بودند، در این دوران مراغه و حوالی آن مرکز مسیحیت به شمار می‌رفته‌است. رومیان، ارامنه، نسطوریان، به ویژه دانشمندان و هنرمندان این فرق در مراغه گرد آمدند و کلیساهای متعددی ساخته شد.[۲۲]
حصار شهر
شهر با دیواری بلند محصور بوده‌است که منسوب به دوران حکومت هلاکو است.[۲۳]

در قرن هشتم هجری که ایلخانان ضعیف شدند، حکومت به دست فئودال‌های مغول، چوپانیان و جلایریان افتاد.[۲۴]

دوره قاجار

در اوایل این دوره، مراغه جزء ده شهر بزرگ و پرجمعیت ایران بوده‌است که شهرهای بناب، عجبشیر، ملکان، هشترود، میاندوآب (مرحمت آباد)، مهاباد (ساوج بلاغ)، آذرشهر (دهخوارگان)، شاهین‌دژ و قره آغاج از توابع آن بوده‌اند. در این دوره اولین کارخانه اسلحه‌سازی ایران در مراغه دایر شده‌است.[۲۵]

مردم

زبان

میدان شهرداری مراغه

مردم مراغه به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌کنند. همچنین زبان ارمنی در بین مسیحیان ساکن رواج دارد.[۲۶]

حمدالله مستوفی در ۷۴۰ قمری در کتابش، نزهةالقلوب، زبان مردم شهر مراغه را «پهلوی مغیر» یا «پهلوی معرّب» نامیده[۲۷][۲۸] که منظور همان زبان آذری است.[۲۹] اولیاء چلبی درنیمه دوم قرن یازدهم هجری نیز می‌گوید که «اکثر زنان مراغه به زبان پهلوی گفتگو می‌کنند»[۳۰] دکتر محمدامین ریاحی خویی در رابطه با این سخن اولیاء چلبی می‌گوید: «سخن او دربارهٔ زنان مراغه، فصل رسالهٔ انارجانی را «تواظعات اناث تبریز» به زبان کهن یاد می‌آورد و معلوم می‌شود که خانه نشینی زنان و دوری آنها از اجتماع و بی‌نیازی آنها از گفتگوهای دیوانی و بازاری سبب شده که طبعاً دگرگشتهای زبان در محاورات آنها کمتر و دیرتر اثر بگزارد.

مراغی‌های رودبار الموت
پس از حملات عرب‌ها گروهی از مردم مراغه در حدود هزار سال پیش از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغی‌ها نامیده می‌شوند و در ۷–۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند و به گویش مراغی که از گویش‌های زبان تاتی است،[۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] سخن می‌گویند.[۳۷] مراغیان، مانند سایر ساکنان منطقه به صورت رسمی شیعه شناخته می‌شوند اما به نظر می‌رسد به آیین زرتش